با سلام، به استحضار می رساند که این وبلاگ دارای یک پست ثابت می باشد. این پست، تصویری از دست ساخته های خودم است که به مدت چند روز در بالای وبلاگ به نمایش گذاشته می شود و بعد یک کار جدید دیگر جای پست ثابت قبلی را می گیرد. به این ترتیب هنر دوستان عزیز راحتتر می توانند با کارها آشنا شوند. البته لازم به ذکر است که برای مشاهده تمامی آثار  می توانید به بخش کارهای هنری که در قسمت موضوعات وب و در ستون سمت راست وبلاگ قرار دارد،  بروید و  بنا بر سلیقه خود و بر حسب تزیینی که روی اجسام مختلف از قبیل شیشه و سفال و رزین انجام شده و بصورت دسته بندی شده می باشد، کلیک کنید تا به صفحه و موضوع دلخواه خویش هدایت شوید. این موضوع را هم اضافه کنم که مطالب ادبی و آموزنده کماکان بعد از پست ثابت آورده می شود و شما میتوانید نظرات خود را در پستی بگذراید که به روز شده است. قبلا از توجه شما عزیزان سپاسگزارم.

 



تاريخ : ۹۴/۰۴/۲۲ | ۲۰ بعد از ظهر | نویسنده : صبور |

 

قیمت: 46000 تومان


موضوعات مرتبط: کارهای هنری / اجسام رزینی

تاريخ : ۹۴/۰۴/۱۲ | ۱۷ بعد از ظهر | نویسنده : صبور |


خطاهایی را بخشیده ام که تقریبا نابخشودنی بودند .
تلاش کردم تا جایگزینی برای افراد غیرقابل جایگزین پیدا کنم ،
و افراد فراموش نشدنی را فراموش کنم ...
به دست افرادی که انتظارش نمی رفت دچار یاس شدم ،
ولی افرادی را هم ناامید کردم ...
کسی را در آغوش کشیدم تا پناهش باشم .
موقعی که نباید ، خندیدم ...
دوستانی ابدی برای خویش ساختم .
دوست داشتم و دوست داشته شدم ...
ولی گاهی اوقات هم پس زده شدم .
دوست داشته شدم و بلد نبودم دوست داشته باشم .
فریاد کشیدم و از این همه خوشی بالا و پایین پریدم .
با عشق زیستم و وعده هایی ابدی دادم ،
ولی بارها قلبم شکست ...
با شنیدن موسیقی و تماشای عکس ها گریستم ...
تنها برای شنیدن صدایی تلفن کردم ...
عاشق یک لبخند شدم ...
قبلا تصور میکردم که با این همه غم خواهم مرد ،
و از اینکه شخص بسیار خاصی را از دست دهم ،
می ترسیدم (که از دست هم دادم ) ...
ولی زنده ماندم ، و هنوز هم زندگی می کنم !
و زندگی ... از آن نمیگذرم ...
و تو ... تو هم نباید از آن بگذری ...
زندگی کن !
آنچه واقعا خوب است ،
این است که با یقین بجنگی ،
زندگی را در آغوش بکشی ،
و با عشق زندگی کنی ...
و شرافتمندانه ببازی و با جرات پیروز شوی .
چون دنیا متعلق به کسانی است ،
که جرات به خرج می دهند ...
زندگی برای این که بی معنی باشد ،
خیلی خیلی زیاد است ... !

 


موضوعات مرتبط: سخنانی از بزرگان

تاريخ : ۹۴/۰۵/۲۷ | ۱۴ بعد از ظهر | نویسنده : صبور |

لنگه های چوبی در حیاطمان
گرچه کهنه اند و جیر جیر می کنند

محکمند !

خوش به حالشان
که لنگه ی همند .....

 


موضوعات مرتبط: کوتاه اما خواندنی

تاريخ : ۹۴/۰۵/۲۷ | ۱۴ بعد از ظهر | نویسنده : صبور |
ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ : ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺩﯾﺴﻮﻥ ﺑﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺭﻓﺖ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﻣﻌﻠﻢ ﮐﻼﺳﺸﻮﻥ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺩﯾﺴﻮﻥ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺑﺪﻩ ﻣﺎﻣﺎﻧﺖ .ﻣﺎﺩﺭ ﺍﺩﯾﺴﻮﻥ ﻧﺎﻣﻪ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ﺩﯾﺪ ﻧﻮﺷﺘﻪ : ﻓﺮﺯﻧﺪﺗﺎﻥ ﮐﻮﺩﻥ ﺍﺳﺖ، ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻣﺎ ﺟﺎﯼ ﮐﻮﺩﻥ ﻫﺎ ﻧﯿﺴﺖ .ﻭﻟﯽ ﻣﺎﺩﺭ، ﻧﺎﻣﻪ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺩﯾﺴﻮﻥ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪ : ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺷﻤﺎ ﻧﺎﺑﻐﻪ ﺍﺳﺖ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻣﺎ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺩﻫﺪ ﺷﻤﺎ ﺷﺨﺼﺎ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻬﺪﻩﮔﯿﺮﯾﺪﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺍﺩﯾﺴﻮﻥ ﺩﺭ ﻣﻨﺰﻝ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻣﯿﺪﻫﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻭ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﺪ .ﺍﺩﯾﺴﻮﻥ ﺩﺭ 13 ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺍﺧﺘﺮﺍﻋﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺛﺒﺖ ﻣﯿﺮﺳﺎﻧﺪ. ﻣﺪﺗﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻓﻮﺕ ﻣﺎﺩﺭ، ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺍﺩﯾﺴﻮﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﺟﺸﻦ ﺗﻮﻟﺪ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺟﺸﻦ، ﺻﻨﺪﻭﻕ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺭﺍ ﺁﻭﺭﺩﻩ، ﻧﺎﻣﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﻤﻊ ﺑﺎﺯﮐﺮﺩﻩ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺑﭽﮕﯽ ﻧﺎﺑﻐﻪ ﺑﻮﺩﻡ؛ ﺑﺎ ﺩﯾﺪﻥ ﺍﺻﻞ ﻧﺎﻣﻪ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﺍﻭ ﭘﯽ ﻣﯿﺒﺮﺩ ﭼﻄﻮﺭ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺍﺯ ﺍﺩﯾﺴﻮﻥ ﮐﻮﺩﻥ، ﯾﮏ ﺍﺩﯾﺴﻮﻥ ﻧﺎﺑﻐﻪ ﺳﺎﺧﺖ . ﺍﯾﻦ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻣﺎﺩﺭ ﺍﺩﯾﺴﻮﻥ ﺍﺳﺖ .


موضوعات مرتبط: دانستنیهای جالب

تاريخ : ۹۴/۰۵/۲۷ | ۱۴ بعد از ظهر | نویسنده : صبور |

 

خاطره ها 
چاره ای جز 
عبور از 
"کوچه های دلتنگی خیالم"
ندارند .....


موضوعات مرتبط: کوتاه اما خواندنی

تاريخ : ۹۴/۰۴/۲۳ | ۱۴ بعد از ظهر | نویسنده : صبور |
دلم کسی را می خواهد که به چشم هایم گوش کند
کسی که نگاهم را در باغچه ی خانه اش بکارد
و هرروز به بوته های تشنه ی احساسم آب دهد
کسی که از نگاهم بخواند که امروز هوای دلم
آفتابی است یاابری و سرد
کسی که بداند بعد از هر بار دیدنش باز هم قلبم
به دیوانگی و بی پروایی
اولین نگاه می تپد
کسی که دلم هر روز برایش تنگ می شود
دلم کسی را می خواهد که شبیه هیچ کس نباشد !


موضوعات مرتبط: متون زیبا

تاريخ : ۹۴/۰۴/۲۳ | ۱۴ بعد از ظهر | نویسنده : صبور |
 


میتوان لامذهب بود ولی اخلاقیات و وجدان قویتری داشت..... درست مثل ژاپنی ها!

"کامران فرزان"

در فرهنگ ژاپنی مفهومی به نام گناه وجود ندارد
می گویند در فرهنگ ژاپنی مفهوم گناه وجود ندارد. اصلا” مردم با این مفهوم هیچ آشنایی ندارن. تنها مفهوم بازدارنده در اونجا،”شرمندگی” است.
واسه همینه که اگر کسی درست کارش و انجام نده ، پیش مردم شرمنده میشه، حتی ممکنه که برای این شرمندگی نیز دست به خودکشی بزنه، چون دیگه چیزی برای از دست دادن نداره…
“شرمندگی” مفهوم زمینی و “گناه” مفهوم آسمانی است.
“شرمندگی” بین شخص و اطرافیانش اتفاق میفته، اطرافیانی که شخص همیشه اونها رو میبینه، ولی “گناه” بین شخص و خدا هست …. و نتیجه این ۲ باور رو ببینید


موضوعات مرتبط: دانستنیهای جالب

ادامه مطلب
تاريخ : ۹۴/۰۴/۲۳ | ۱۴ بعد از ظهر | نویسنده : صبور |
ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺴﭙﺎﺭ
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﺗﻨﮓ ﺍﺳﺖ
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺻﺪﺍﻗﺘﻬﺎ
ﺁﻟﻮﺩﻩ ﺑﻪ ﺻﺪ ﺭﻧﮓ ﺍﺳﺖ
ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺴﭙﺎﺭ
ﭼﻮﻥ ﺍﻭﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺭﻧﮓ ﺍﺳﺖ
ﭼﻮﻥ ﻭﺍﺩﯼ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ ﺍﻭ
ﭼﻮﻥ ﺩﻭﺭ ﺯ ﻧﯿﺮﻧﮓ ﺍﺳﺖ
ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺴﭙﺎﺭ
ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ
ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﮐﻪ ﺩﻝ ﺩﺍﺭﺩ
ﺍﺯ ﺗﻮ ﻃﻠﺐ ﯾﺎﺭﯼ
ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺴﭙﺎﺭ
ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺳﺮﺍﺳﺮ ﺍﻭﺳﺖ
ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻮ ﭼﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ
ﺑﻬﺮ ﻃﻠﺒﺖ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺖ


موضوعات مرتبط: شعر

تاريخ : ۹۴/۰۴/۱۲ | ۱۸ بعد از ظهر | نویسنده : صبور |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.