با سلام، به استحضار می رساند که این وبلاگ دارای یک پست ثابت می باشد. این پست، تصویری از دست ساخته های خودم است که به مدت چند روز در بالای وبلاگ به نمایش گذاشته می شود و بعد یک کار جدید دیگر جای پست ثابت قبلی را می گیرد. به این ترتیب هنر دوستان عزیز راحتتر می توانند با کارها آشنا شوند. البته لازم به ذکر است که برای مشاهده تمامی آثار  می توانید به بخش کارهای هنری که در قسمت موضوعات وب و در ستون سمت راست وبلاگ قرار دارد،  بروید و  بنا بر سلیقه خود و بر حسب تزیینی که روی اجسام مختلف از قبیل شیشه و سفال و رزین انجام شده و بصورت دسته بندی شده می باشد، کلیک کنید تا به صفحه و موضوع دلخواه خویش هدایت شوید. این موضوع را هم اضافه کنم که مطالب ادبی و آموزنده کماکان بعد از پست ثابت آورده می شود و شما میتوانید نظرات خود را در پستی بگذراید که به روز شده است. قبلا از توجه شما عزیزان سپاسگزارم.

 



تاريخ : ۹۴/۰۲/۰۴ | ۱۷ بعد از ظهر | نویسنده : صبور |

 

قیمت: 40000 تومان



تاريخ : ۹۴/۰۲/۰۴ | ۱۵ بعد از ظهر | نویسنده : صبور |
گرگ عاشق آهویی شد،
تمام دندان هایش را کشید که او را نخورد،
آهوی او رفت...
حالا او مانده و بره هایی که به او میخندند····!
این است رسم زندگانی
ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺷﺒﻴﻪ ﺣﺮﻓﻬﺎﻳﺸﺎﻥ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ
ﺳﺎﺩﻩ ﻟﻮﺡ ﻧﺒﺎﺵ!!
ﻫﻴﭽﻜﺲ،
ﺩیگرﯼ ﺭﺍ،
ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻴﺰﯼ ﻛﻪ ﻫﺴﺖ ﺩﻭﺳﺖ
ﻧﺪﺍﺭﺩ !
ﻋﻼﻗﻪ ﯼ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺑﻪ ﻫﻢ،
ﺍﺯ ﻧﻴﺎﺯﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﻴﺸﻮﺩ،
ﻧﻴﺎﺯﻫﺎیی ﻛﻪ ﺷﺎﻳﺪ ﺭﻭﺯﯼ ،
ﺁﺩﻡ ﺩﻳﮕﺮﻱ،
ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻬﺘﺮﯼ
ﺑﺮﺍﻳﺸﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ!


"حسین پناهی"


موضوعات مرتبط: سخنانی از بزرگان

تاريخ : ۹۴/۰۲/۰۴ | ۱۸ بعد از ظهر | نویسنده : صبور |

نخست ثانیه ها، کمی بعد دقیقه ها، ساعت ها و روزها می گذرند.

به خودت می آیی و می بینی که سالهاست درد می کشی و چیزی حس نمی کنی


موضوعات مرتبط: کوتاه اما خواندنی

تاريخ : ۹۴/۰۲/۰۴ | ۱۶ بعد از ظهر | نویسنده : صبور |

‏دل من خسته شده ، ناز کشیدن بلدی ؟!

روی لبخند غمش ، ساز کشیدن بلدی ؟

مبری یاد مرا، خاطره ها را نکُشی !

طرح  چشمان  مرا باز کشیدن بلدی ؟

غزلی باز بخوان عاشقی از یادم رفت

از زبان  دل  من ،راز کشیدن بلدی ؟!

پَرو بالی دگرم نیست ،قفس جایم بود

تو هنوز هم پَر  پرواز کشیدن بلدی ؟

دفتر عشق من آغشته شدازخاطره ها

چهره ی عاشق طناز کشیدن بلدی؟

دل من غرق تمنــــای وصال توشده

نقش یک عاشق طناز کشیدن بلدی؟

غرق دریـــا شد ه ام قایق توجادارد؟

لنگر عشق بگو باز کشیــدن بلــدی؟

نـــاز کن  نـــاز که این کـــار تــواست

ای خدا راست بگو ناز کشیدن بلدی؟


موضوعات مرتبط: شعر

تاريخ : ۹۴/۰۲/۰۴ | ۱۶ بعد از ظهر | نویسنده : صبور |
 

زمان ...
براي آنها كه انتظار مي‌كشند ،
بيش از حد كند است ...

براي آنها كه مي‌ترسند ،
بيش از حد تند است ...

براي آنها كه اندوهگين اند ،
بيش از حد طولاني است ...

براي آنها كه شادمانند ،
بيش از حد كوتاه است ،

اما براي آنها كه عشق مي‌ورزند ،
جاودانه است ... !

هنری وین داک


موضوعات مرتبط: سخنانی از بزرگان

تاريخ : ۹۴/۰۱/۲۸ | ۱۴ بعد از ظهر | نویسنده : صبور |

رفتن ...
همیشه دردی رو دوا نمیکنه
ولی گاهی تنها راهه ..


موضوعات مرتبط: کوتاه اما خواندنی

تاريخ : ۹۴/۰۱/۲۸ | ۱۴ بعد از ظهر | نویسنده : صبور |

قیمت: 25000 تومان


موضوعات مرتبط: کارهای هنری / اجسام سفالی

تاريخ : ۹۴/۰۱/۲۸ | ۱۳ بعد از ظهر | نویسنده : صبور |
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺍﮔﻪ ﺑِﺸﮑﻨﻪ،ﺑﺎ ﻫﯿﭻ ﭼَﺴﺒﯽ نِمیشهﺩُﺭﺳﺘﺶ ﮐﺮﺩ،مثلِ..
ﺩﻝِ ﺁﺩما

ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺍﮔﻪ ﺑِﺮﯾﺰﻩ،ﺑﺎ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰﯼ ﻧِﻤﯿﺸﻪ جَمعشﮐﺮﺩ،ﻣﺜﻞِ..
ﺁﺑِﺮﻭ

ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺭﻭ ﺍﮔﻪ ﺑُﺨﻮﺭﯼ،ﺑﺎ ﻫﯿﭻ چیزی ﻧِﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﺑِﺮﯾﺰﯾﺶ ﺑﯿﺮﻭﻥ،مثلِ..
ﻣﺎﻝِ ﺑﭽﻪ یتیم

ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺭﻭ ﺍﻭﻧﺠﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻗَﺪﺭﺷﻮ ﻧِﻤﯿﺪﻭﻧﯽ،مثلِ..
پدرومادر

ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺭﻭ ﻧِﻤﯿﺸﻪ ﺗَﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍد،ﻣﺜﻞِ..
ﮔُﺬﺷﺘﻪ

ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺭﻭ ﺑﺎ ﻫﯿﭻ پوﻟﯽ ﻧِﻤﯿﺸﻪ ﺧَﺮﯾﺪ،ﻣﺜﻞِ..
ﻣُﺤﺒﺖ

ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺭﻭ ﻧَﺒﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺩَﺳﺖ ﺩﺍﺩ،ﻣﺜﻞِ..
دوستِ ﻭﺍﻗِﻌﯽ

ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺭﻭ ﻧِﻤﯿﺘﻮﻧﻢ ﺗَﺤﻤﻞ ﮐﻨﻢ،ﻣﺜﻞِ..
ﺁﺩﻣﺎﯼِ ﭼﺎپلوﺱ ﻭ ﺩﺭﻭﻏﮕﻮ

ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﻫَﺰﯾﻨﻪ ﻧﺪﺍﺭﻩ،اﻣﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﺣﺎﻝ ﻣﯿﺪﻩ،ﻣﺜﻞِ..
ﺧَﻨﺪﯾﺪﻥ

ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺧﯿﻠﯽ ﮔِﺮﻭﻧﻪ،ﻣﺜﻞِ..
تاوان

ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..

ﺧﯿﻠﯽ تَلخه،ﻣﺜﻞِ..

ﺣَﻘﯿﻘﺖ

ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺧﯿﻠﯽ ﺳَﺨﺘﻪ،مثلِ..
ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ

ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺧﯿﻠﯽ ﺯِﺷﺘﻪ،ﻣﺜﻞِ..
ﺧﯿﺎﻧﺖ

ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺎ ﺍَﺭﺯﺷﻪ،ﻣﺜﻞِ..
ﻋِﺸﻖ

ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺗﺎﻭﺍﻥ ﺩﺍﺭﻩ ﻣﺜﻞِ..
ﺍِﺷﺘﺒاه

یه (بزرگی)..
هَمیشه هَوامون رو داره،مثلِ..
 خدا


موضوعات مرتبط: متون زیبا

تاريخ : ۹۴/۰۱/۲۸ | ۱۳ بعد از ظهر | نویسنده : صبور |
 

مرد فقیری از بودا سوال کرد
چرا من اینقدر فقیرهستم؟
بودا پاسخ داد: چونکه تو یادنگرفته ای که بخشش کنی
مرد پاسخ داد : من چیزی ندارم که ببخشم
بودا پاسخ داد: چرا!
محدود چیزهایی داری
یک صورت که میتوانی لبخند بر آن داشته باشی
یک دهان که می توانی از دیگران تمجید کنی وحرف خوب بزن
یک قلب که می توانی بروی دیگران بگشایی
چشمانی که میتوانی با آنها به دیگران با نیت خوب نگاه کنی
یک بدن که با آن می توانی به دیگران کمک کنی
فقر واقعی فقر روحــــی ست.
دل آدما خیلی ساده گرم میشود:

به یک دلخوشی کوچک ،
به یک احوالپرسی ساده
به یک دلداری کوتاه
به یک تکان دادن سر یعنی ، تو را می فهمم ..
به یک گوش دادن خالی ، بدون داوری و نظر دادن
به یک همراه شدن کوچک
به یک پرسش : روزگارت چگونه است ؟
به یک دعوت کوچک، به صرف یک فنجان قهوه !
به یک وقت گذاشتن برای تو
به شنیدن یک کلمه ؛ من کنارت هستم
به یک هدیه ی بی مناسبت
به یک دوستت دارم بی دلیل
به یک غافلگیری :
به یک خوشحال کردن کوچک
به یک نگاه .
به یک شاخه گل .
فقط همین
سخت نیست.


موضوعات مرتبط: متون زیبا

تاريخ : ۹۴/۰۱/۲۸ | ۱۳ بعد از ظهر | نویسنده : صبور |

از خاطرات مارگارت تاچر :

وقتی جوان بودم قایق سواری را خیلی دوست داشتم,یک قایق کوچک هم داشتم که با آن در دریاچه قایق سواری میکردم و ساعت های زیادی را آنجا در تنهایی میگذراندم.
شبی بدون آنکه به چیز خاصی فکر کنم نشستم و چشم هایم رابستم.شب خیلی قشنگی بود.در همین زمان قایق دیگری به قایق من برخورد کرد,عصبانی شدم و خواستم با شخصی که با کوبیدن به قایق آرامش من را بر هم زده بود دعوا کنم ولی دیدم قایق خالی است.کسی در قایق نبود که با او دعوا کنم و عصبانیت خودم را به او نشان دهم, چطور میتوانستم خشم خودم را تخلیه کنم ؟هیچ کاری نمیشد کرد. دوباره نشستم و چشم هایم را بستم,عصبانی بودم....در سکوت شب کمی فکر کردم,قایق خالی برای من درسی شد....
از آن به بعد,اگر کسی باعث عصبانیت من شود,پیش خودم میگویم :"این قایق هم خالی است "

نکته :در واقع آن کس که شما را عصبانی میکند,شما را فتح کرده.اگر به خود اجازه میدهید از دست کسی خشمگین باشید و بخش عمده ای از عاطفه و ذهن تان را به او اختصاص دهید,در واقع به او اجازه تصاحب این بخش های وجودتان را داده اید.


موضوعات مرتبط: سخنانی از بزرگان

تاريخ : ۹۴/۰۱/۲۸ | ۱۳ بعد از ظهر | نویسنده : صبور |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.