با سلام، به استحضار می رساند که این وبلاگ دارای یک پست ثابت می باشد. این پست، تصویری از دست ساخته های خودم است که به مدت چند روز در بالای وبلاگ به نمایش گذاشته می شود و بعد یک کار جدید دیگر جای پست ثابت قبلی را می گیرد. به این ترتیب هنر دوستان عزیز راحتتر می توانند با کارها آشنا شوند. البته لازم به ذکر است که برای مشاهده تمامی آثار  می توانید به بخش کارهای هنری که در قسمت موضوعات وب و در ستون سمت راست وبلاگ قرار دارد،  بروید و  بنا بر سلیقه خود و بر حسب تزیینی که روی اجسام مختلف از قبیل شیشه و سفال و رزین انجام شده و بصورت دسته بندی شده می باشد، کلیک کنید تا به صفحه و موضوع دلخواه خویش هدایت شوید. این موضوع را هم اضافه کنم که مطالب ادبی و آموزنده کماکان بعد از پست ثابت آورده می شود و شما میتوانید نظرات خود را در پستی بگذراید که به روز شده است. قبلا از توجه شما عزیزان سپاسگزارم.

 



تاريخ : ۹۳/۱۲/۰۱ | ۱۷ بعد از ظهر | نویسنده : صبور |

 

قیمت: 40000 تومان


موضوعات مرتبط: کارهای هنری / اجسام رزینی

تاريخ : ۹۳/۱۱/۳۰ | ۰ قبل از ظهر | نویسنده : صبور |

 

با دلی مشتاق و اراده ای چون آتش
به جنگ برخاستم تا قلعۀ آرزو را بگشایم
و با خویش گفتم که «بی گمان آرامش از آن من خواهد بود.»
امّا در این نبردِ ملامت بار، زندگی تلخ شد.
زندگی تلخ شد و روحم خسته و غرورم آزرده،
فریاد به آسمان برآوردم که
«آخر ای خدا، مرا آرامش بخش وگرنه هلاک خواهم شد»،
امّا از ستارگان گنگ و ناشنوا برق پاسخی ندرخشید.
سرانجام، شکسته و نومید، سر فرود آوردم،
خود را فراموش کردم و گفتم:
«بگذار هرچه مشیّت اوست جاری شود»
و همان دم بر چشمۀ آرامش فرود آمدم.

هنری ون دایک

 


موضوعات مرتبط: سخنانی از بزرگان

تاريخ : ۹۳/۱۲/۰۷ | ۱۷ بعد از ظهر | نویسنده : صبور |
 


با ' چراها ' مغشوش نشو
آن‌ها به تو کمکی نمی‌کنند .

هر آنچه را که در برابرش مقاومت کنی , آن می‌شوی .
اگر که در برابر خشم مقاومت کنی همیشه خشمگین می‌شوی
اگر که در برابر غمگینی مقاومت کنی همیشه غمگین می‌شوی
اگر که در برابر رنج مقاومت کنی همیشه رنج می‌بینی
اگر که در برابر پریشانی مقاومت کنی همیشه پریشان خاطر می‌شوی

ما فکر می‌کنیم که در برابر شرایط خاصی مقاومت می‌کنیم
چونکه آن‌ها اینجایند , اما آن‌ها اینجایند
چونکه در برابرشان مقاومت می‌کنیم
هیچ شخص یا رویدادی

این قدرت را ندارد 

که تو را خوشبخت یا بدبخت کند


موضوعات مرتبط: متون زیبا

تاريخ : ۹۳/۱۲/۰۷ | ۱۷ بعد از ظهر | نویسنده : صبور |
 

 

هر چه که می خواهد از دست برود، بگذار برود . . .

آنچه که به التماس آلوده است، ارزش ماندن و بودن را ندارد

آنهم التماس و بغض به خلق، نه خالق !!!

حتی اگر زندگی باشد

اما در لابه لای باورهایت، برای همیشه به خاطر بسپار؛

آنکس که "معرفتی از فطرت خدا هنوز در وجودش ریشه داشته باشد" هرگز تو را به مرز التماس نمی کشاند . . .

هرگز ذره ای به رنج تو راضی نمی شود . . .

تنها به یک دلیل، آنهم"انسان"بودن است

گاه سکوت را بر گفتن ترجیح می دهی چون حتی دیگر ارزش جدال کردن را نمیبینی !!!

اما، برای آنکس که ناگفته هایت رافهمید، برای آنکس که نانوشته هایت را خواند و برای آنکه اندازه ی گریه کردنت را از پشت لبخندت تشخیص داد، برای آنکه در روزهای سختت، مایه ی آرامشت شد . . .

برای او روزی هزاران بار قربانی شدن هم کم است !!

برای آنکسی که "دوست داشتنهایش" را با تواضع و از خود گذشتگی، برایت به اثبات رساند، روزی هزاران بار پریشان شدن هم کم است !!

پس بنگر که به کجا میروی؟

به قدمگاه عشق میروی یا تن به ذلت و خواری بندگانی می دهی که خود بنده ای بیش نیستند . . .


موضوعات مرتبط: متون زیبا

تاريخ : ۹۳/۱۲/۰۷ | ۱۷ بعد از ظهر | نویسنده : صبور |

در جوانی فکر می کردم برای آنکه از پسِ گرگ بر بیایی باید گرگ شد،
خیلی طول کشید تا بفهمم درست فکر می کردم ...

- شمس لنگرودی


موضوعات مرتبط: سخنانی از بزرگان

تاريخ : ۹۳/۱۲/۰۴ | ۱۸ بعد از ظهر | نویسنده : صبور |
 

خدا، آن حس زیبایی است
که در تاریکی صحرا 
زمانی که هراس مرگ می دزدد سکوتت را
یکی همچون نسیم دشت می گوید : «کنارت هستم ای تنها!!!»


موضوعات مرتبط: شعر

تاريخ : ۹۳/۱۲/۰۴ | ۱۸ بعد از ظهر | نویسنده : صبور |

 

سخت است قلم باشی و دلتنگ نباشی
با تیغ مدارا کنی و سنگ نباشی

سخت است دلت را بتراشند و بخندی
هی با تو بجنگند و تو در جنگ نباشی

از درد دل شاعر عاشق بنویسی
با مردم صد رنگ هماهنگ نباشی


موضوعات مرتبط: شعر

تاريخ : ۹۳/۱۲/۰۴ | ۱۸ بعد از ظهر | نویسنده : صبور |


توجه توجه

حراج صنايع دستى در آخرين روز نمايشگاه در گالرى دوخورشيد

منتظر حضور گرمتان هستيم

زمان: يکشنبه سوم اسفند ماه از ساعت 10 الى 18

 



تاريخ : ۹۳/۱۲/۰۲ | ۱۵ بعد از ظهر | نویسنده : صبور |



تاريخ : ۹۳/۱۱/۳۰ | ۰ قبل از ظهر | نویسنده : صبور |


در این اتاق تهی پیکر 
انسان مه آلود !
نگاهت به حلقه کدام در آویخته ؟

درها بسته 
و کلیدشان در تاریکی دور شد.
نسیم از دیوارها می تراود:
گل های قالی می لرزد.
ابرها در افق رنگارنگ پرده پر می زنند.
باران ستاره اتاقت را پر کرد
و تو در تاریکی گم شده ای 
انسان مه آلود!

پاهای صندلی کهنه ات در پاشویه فرو رفته . 
درخت بید از خاک بسترت روییده 
و خود را در حوض کاشی می جوید.
تصویری به شاخه بید آویخته :
کودکی که چشمانش خاموشی ترا دارد، 
گویی ترا می نگرد
و تو از میان هزاران نقش تهی 
گویی مرا می نگری
انسان مه آلود!

تو را در همه شب های تنهایی 
توی همه شیشه ها دیده ام.

مادر مرا می ترساند:
لولو پشت شیشه هاست!
و من توی شیشه ها ترا میدیدم.
لولوی سرگردان !
پیش آ،
بیا در سایه هامان بخزیم . 
درها بسته 
و کلیدشان در تاریکی دور شد.
بگذار پنجره را به رویت بگشایم.

انسان مه آلود از روی حوض کاشی گذشت
و گریان سویم پرید.
شیشه پنجره شکست و فرو ریخت:
لولوی شیشه ها 
شیشه عمرش شکسته بود.

سهراب سپهرى
هشت كتاب / شعر: لولوى شيشه ها


موضوعات مرتبط: شعر

تاريخ : ۹۳/۱۱/۲۲ | ۱۹ بعد از ظهر | نویسنده : صبور |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.